غم تنهايي من
 
قالب وبلاگ

به شبی موقع خواب...
عشق آمد و خوابم بگرفت...
گفتم تو که هستی...!تو ای همره شبهای دلم...
بندی که تو داری همه باز...اما همه در بند تو اند...!!
پاسخم داد و خندید و برفت!
گفت:عشق لبخندیست بر هر گونه ای...
خنده ها با گریه ها بس دیدنیست...
این هنرمندیست در اوج هنر!
گریه ات را زیر لبخندت کنی ای بی هنر!
صورت عاشق همیشه نیش خندی دیدنیست
زیر جلدش با تمام گریه ها بس گشتنی ست
عشق یعنی چون گلی در قلب تو...
عطر آن می پیچد از لبخند پر سودای تو...

[ ۱۳٩۱/٢/٢۱ ] [ ٤:٢٩ ‎ب.ظ ] [ lila ] [ نظرات () ]

چیزی در من می جوشد

تو را فرا می خواند

به نوشتن از سر خط

به خط کشیدن روی نوشته های شکسته ،

به مرگ سپردن خاطرات ترک خورده ،

به نوشتن با یک دل شکسته ولی پیوسته

من نوشتم از سر خط دفتر تازه ،

خط کشیدم روی نوشته های شکسته ،

به مرگ سپردم خاطرات ترک خورده را ،

می نویسم با یک دل شکسته ولی پیوسته

به ندای قلبی من گوش کن

شروع کن

حالا نوبت توست

سر خط دفتر تازه منتظرم ....

[ ۱۳٩۱/۱/٥ ] [ ۱٢:٤۳ ‎ب.ظ ] [ lila ] [ نظرات () ]

اگر شعر‌های من زیباست
دلیلش آن است
که تو زیبایی.

حالا
هی بیا و بگو
چنین است و چنان است.

اصلاً
مهم نیست
تو چند ساله باشی
من همسن و سال تو هستم

مهم نیست
خانه‌ات کجا باشد
برای یافتنت کافی است
چشم‌هایم را ببندم.

خلاصه بگویم حالا
هر قفلی که می‌خواهد
به درگاه خانه‌ات باشد
عشق پیچکی است
که دیوار نمی‌شناسد

 

[ ۱۳٩٠/۱٢/٢٠ ] [ ۱٠:٤٧ ‎ب.ظ ] [ lila ] [ نظرات () ]

شکست عهد من و گفت هر چه بود گذشت

به گریه گفتمش آری ولی چه زود گذشت

بهار بود و تو بودی و عشق بود و امید

بهار رفت تو رفتی و هر چه بود گذشت

شبی به عمرم ا گر خوش گذشت آن شب بود

که در کنار تو با نغمه و سرود گذشت

چه خاطرات خوشی بر دلم به جای گذاشت

  شبی که با تو مرا در کنار  گذشت                        

گشود بس گره آن شب زکار بسته ما       

صبا چو از بر آن زلف مشک سود گذشت

مراست عکس تو یاد آور سفر آری        

چنان توانم ازین طرفه یاد بود گذشت                  

غمین مباش و میاندیش زین سفر

اگرچه بر دل نازک غمی است، گذشت......
.

 

[ ۱۳٩٠/۱۱/٢۸ ] [ ۱٢:۳٢ ‎ب.ظ ] [ lila ] [ نظرات () ]

خوشبختی نامه ای نیست که یکروز نامه رسانی زنگ در

 خانه ات را بزند و آن را به دستهای منتظر تو بسپارد.

خوشبختی ساختن عروسک کوچکی ست از یک تکه خمیر

 نرم شکل پذیر...به همین سادگی...

بخدا به همین سادگی...

اما یادت باشد که جنس آن خمیر باید از عشق و ایمان

باشد نه هیچ چیز دیگر...

خوشبختی را در چنان هاله ای از رمز و راز..لوازم و

شرایط..اصول و قوانین پیچیده ی ادراک ناپذیر فرو نبریم

که خود نیز درمانده در شناختنش شویم..

خوشبختی همین عطر محو و مختصر تفاهم است که در

 سرای تو پیچیده است...

[ ۱۳٩٠/۱۱/۱٤ ] [ ۱۱:۳٠ ‎ب.ظ ] [ lila ] [ نظرات () ]

قطره های اشکم

با نفس های باد!

رقص کنان میریزند

بر جاده های همیشه خالی زندگیم...!

و زندگی با دستانی گره کرده

میکوبد بر پل هایی که ساخته ام

برای فرار از تنش های تلخ آینده..

برای سفر به گذشته!

اما وجود من بی خبر از اینکه

گذشته...

آینده ای بود برای گذشته های گذشته ام

گذشته ای که نمیدانم

آینده آینده اش در این گرداب زندگی

چه میشود...!!
[ ۱۳٩٠/۱٠/۱۸ ] [ ٦:٢٧ ‎ب.ظ ] [ lila ] [ نظرات () ]

نگاهم می کنی و می گذری

بی آنکه بدانی در دلم چه می گذرد

نگاهت می کنم و در دل آهسته می گریم

با آنکه خوب می دانم که تو اسیر دیگری هستی

اما چگونه بگویم

که منم لیلی تو

در دل نامت را فریاد می زنم

آنچنان که بند بند تنم می لرزد

چه شبهایی که به امید دیدنت در عالم رویا رها می شوم

و تو می آیی و عاشقانه مرا در آغوش می کشی

هزاران بار می گو یم که دوستت دارم

و تو دستانم را عاشقانه می فشری

و آنگاه

بی واهمه، در چمنزاری سبز و بی انتها می دویم

تا به دشت مهربانی خدا می رسیم

اما افسوس

که با آمدن سحر

باز تو دستانم را رها می کنی و به سوی او می روی


 

[ ۱۳٩٠/٦/٢٥ ] [ ۱۱:٥۸ ‎ق.ظ ] [ lila ] [ نظرات () ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

نويسندگان
صفحات اختصاصی
موضوعات وب
 
امکانات وب

كد آهنگ

كد موسيقی